احمد صدری: ... در ابتدا بگويم كه من اصراري به استفاده از لفظ "روشنفكر ديني" ندارم، كمااينكه قبلا در بحثهايي با آقاي علي پايا در روزنامه شرق عنوان كردهام كه شايد تفكيك بين روشنفكران بومي و جهانشهر مفيدتر از روشنفكران مذهبي و غيرمذهبي باشد. اما انصاف نيست كه انتاج پروژه روشنفكري ديني كه در سير تكاملي خود مهمترين دستاوردهاي فكري سه دهه اخير ايران را به ارمغان آورده است اينگونه به هيچ گرفته شود.
امروزه مؤمنان و بيايمانان ميتوانند چهرهي خود را در آيينهي ديگري ببينند ـ و ميبينند؛و حال آنكه، پيش از اين، هر يك از اين دو گروه فقط ميتوانست چهرهي خود را در آينهي خود ببيند ـ و ميديد. روزگاري، مؤمنان و بيايمانان فقط به خودانگاره (self –image)ي خود دسترسي داشتند، يعني به تصوري كه از خويشتن در ذهن خود داشتنند، و نميتوانستند پي ببرند كه طرف مقابل چه تصوري از آنان در ذهن خود دارد؛ ولي، امروزه، هر كدام ميدانند كه در چشم ديگري چه جلوهاي دارند....
" من به رغم احترامی که برای روشنفکران دینی قایل هستم و می دانم در کارنامه آنها چیزهای آموختنی به وفور وجود دارد، اما وقتی در اصل پروژه روشنفکری دینی تأمل میکنم، میبینم که روشنفکران دینی ما به واقع، مدرنیته را اصل گرفتهاند و برای هر چیز مقبولی که در آن یافت میشود، مابهازایی در قرآن و سنت هم پیدا کردهاند."