احمد صدری: ... در ابتدا بگويم كه من اصراري به استفاده از لفظ "روشنفكر ديني" ندارم، كمااينكه قبلا در بحثهايي با آقاي علي پايا در روزنامه شرق عنوان كردهام كه شايد تفكيك بين روشنفكران بومي و جهانشهر مفيدتر از روشنفكران مذهبي و غيرمذهبي باشد. اما انصاف نيست كه انتاج پروژه روشنفكري ديني كه در سير تكاملي خود مهمترين دستاوردهاي فكري سه دهه اخير ايران را به ارمغان آورده است اينگونه به هيچ گرفته شود.
عبدالحمید ضیایی: هر چند که در منش و نوشته های مصطفی ملکیان، نه اثری از کرامت عارفان می توان یافت ، نه اثری از تفاخر روشنفکران و نه نشانی از کبریا و تبختر ارباب معابد و متکلمان، با این همه سخن گفتن از او و اندیشه هایش کار آسانی نیست.می کوشم تا در این مجال مختصر ، بی یاوری و داوری الفاظ پرطمطراق و مطنطن فلسفی ، پاره ای از لذت های دل انگیزی را که از همنشینی با اندیشه های ملکیان برگرفته ام با مخاطبان در میان نهم.
یادداشتهایی از احسان عابدی و جواد ماهزاده دربارهی کتاب "تنوع دین در روزگار ما" که در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده است: براي «جان ناخوش» ويليام جيمز نه آيين عشاء رباني تسكين بود، نه سرودهاي دستهجمعي در كليسا؛ آنگونه كه مومنان مسيحي آرام و قرار مييابند. «جانهاي ناخوش» هم از آن اصطلاحات خاص ويليام جيمز است كه براي توصيف حال و روز خود و آدمهايي نظير خود به كار ميبرد؛ كساني كه با عمق جان درك ميكنند پلشتي حاكم بر جهان را و ميترسند از بيمعنايي جهان....
روزنامه ابتكار: استاد مصطفي ملکيان در ديدار اخير خود با اعضاي "پويش دعوت از خاتمي" در زمينه انتخابات نهم رياست جمهوري مطالب قابل توجهي را بيان نموده است. از ان جا که ابراز و افشاي هر انديشه اي به معناي در معرض نقد گذاشتن ان انديشه است در اين نوشتار با نگاهي نقادانه سعي در شناخت سره از ناسره هاي انديشه هاي اين استاد شده است.
خبرگزاري دولتی ايرنا با سانسور و تقطيع جهتدار سخنان مصطفي ملکيان در جمع اعضاء کمپين دعوت از خاتمي به انعكاس بخشهايي از سخنان ايشان پرداخت.
مرتضي كاظميان: بهنظر ميرسد كه سخنان اخير ملكيان موج جديد و متفاوتي را در جامعه براي تمناي نامزدي خاتمي موجب شود. اين موج تنها شامل لايههاي دانشجو و علاقهمندان به مصطفي ملكيان و يا آنهايي كه ترديدها را بهكنار خواهند زد، نخواهد شد؛ بلكه از اين پس بايد شاهد روند تصاعدي حمايت روشنفكران و فرهيختگان جامعه از نامزدي خاتمي بود.
محمد صادقي ـ موج سوم : ملکیان نخستین ضرر اخلاقی تداوم دولت نهم، یا انتخاب نشدن یا نیامدن خاتمی را، ضربه خوردن آزادی (که ضرورت اخلاقی زیستن است) میداند. روش برگزیده شده دولت فعلی را در نادیده انگاشتن اصول اخلاقی عام، ناپسند و خطرناک ارزیابی میکند و با مقایسه دولت خاتمی و دولت احمدینژاد بر این نکته تاکید دارد که، دولت احمدینژاد به سمت خوشایندها و بدآیندهای مردم گرایش دارد و سود و ضررهایی که متوجه مردم میشود را در نظر نمی گیرد و... .
اشاره: آنچه در ادامه ميآيد، يادداشتي است از آقاي علي اصغر حقدار تحت عنوان "روزگار سپري شده روشنفكري ديني"؛ كه در آن، كتاب "دين انديشان متجدد از شريعتي تا ملكيان" مورد بررسي قرار گرفته است. اين يادداشت صرفا جهت آگاهي و اطلاع خوانندگان ارجمند "نيلوفر" در اينجا بازنشر مييابد و داوري در خصوص مدعيات حقدار، بهويژه در بخشي كه مربوط به آراي ملكيان است، بر عهده خوانندگان گرامي است.
مشکل اصلی علوم انسانی در کشور ما را باید در جدی نگرفتن آن از سوی عوام و خواص دانست؛ بارها دیدهام که استادان فلسفه احساس میکنند صرفا بر اساس دانش فلسفی خود و بدون مطالعه میانرشتهای جدی میتوانند در همه حوزهها اظهار نظر کنند که این خطر بزرگی برای فضای فکری جامعه ماست...
محمد صادقي: در يكي از آخرين روزهاي سال گذشته و در پايان نشستي كه استاد مصطفي ملكيان سخنراني داشتند، فرصتي پديد آمد تا پرسشي را با ايشان در ميان بگذارم. سخنراني ايشان پيرامون موضوع (توهم گرايي و تخيل گرايي) بود، و به نتايج و پيامدهاي سودمند و ناسودمند آن اشارههايي داشتند. ايشان توهم گرايي را موجب آسيب به فرد و جامعه دانسته، ...
مهدی صدفی: مدتی است که از برگزاری شب ابن عربی می گذرد. به نظر بنده سخنان آقای ملکیان سخنانی نو و متفاوت، در عرصه ابنعربی شناسی بود. بررسی ابن عربی و نقد او، نه در بعضی مسائل، بلکه به نوعی نقد تمامی روش، شخصیت و جهان بینی او بود....
خردنامه همشهري ـ اميردبيري مهر: ...امروز نيازمند بازشناسي انديشههايي هستيم كه درد ترقي و آباداني و ارتقاي فرهنگي و فكري اين سرزمين را داشتهاند و البته به نتايج ارزشمندي نيز دست يافتهاند كه بيتوجهي به اين انباشتههاي فكري و ذهني، جامعه فكري و نظري را در نوعي درجازدگي و توقف و تصلب انديشه قرار ميدهد. در اين نوشتار و با همين رويكرد، معرفت سياسي و اجتماعي مصطفي ملكيان را درباره علل توسعه نيافتگي ايران از منظر فرهنگ و انديشه بررسي ميكنيم:
«اصطلاح ”روشنفکری دینی“ و به تبع آن اصطلاح «روشنفکری سکولار»، که در میان نخبگان ما رواج یافته، هم غلط است و هم غلطانداز. غلط است به خاطر اینکه چیزی که ذاتاً فرادینی و سکولار است بالعرض دینی نمیشود. و لذا دوگانهی روشنفکری دینی/ روشنفکری سکولار به همان مقدار نادرست است که دوگانههای دمکراسی دینی/ دمکراسی سکولار و حقوق بشر دینی/ حقوق بشر سکولار.»
ابوالقاسم فنایی: شواهد اين ادعا که ملکيان قائل به ناسازگاري مطلق بين دين و مدرنيته نيست، بلکه قائل به ناسازگاري تلقي سنتي از دين تاريخي با مدرنيته تمامعيار است، در آثار مکتوب و منتشر شده ملکيان آن قدر زياد است که هيچ منتقد منصف و حقطلبي نميتواند آنها را ناديده بگيرد...
روزنامة ابتكار: چندي پيش دکتر سروش دباغ نقدي در باب انديشه هاي استاد مصطفي ملکيان پيرامون نسبت دين و مدرنيته در فصلنامه "مدرسه" منتشر کرد که بازتابهايي قابل توجهي در عرصه نظري کشور داشت. از جمله اين بازتابها نقد دكتر ابوالقاسم فنايي به اين مقاله بود. اين مقال در صدد است با کنار هم قرار دادن اين دو مقاله پاره اي نکات را در باب رويکردهاي ايشان بسط دهد.
دكتر حسين كاجي در برنامه سوفياي راديو گفتوگو (چهارشنبه شب 13 تيرماه)به بررسي آرا و انديشههاي استاد مصطفي ملكيان پرداخت. دوستاني كه موفق به شنيدن اين برنامه نشدهاند، ميتوانند فايلهاي صوتي اين برنامه را از لينكهاي زير دريافت نمايند: بخش اول ـ بخش دوم ـ بخش سوم ـ بخش چهارم ـ بخش پنجم
لينك مرتبط: انگاره عقلانیت و معنویت در آزمون نقد
اشاره: بعد از انتشار مقاله ای به قلم دكتر فنايي كه در آن به نقد تلقي دكتر دباغ از آراي مصطفي ملكيان پرداخته شده بود، این انتظار در ميان دانش پژوهان و علاقهمندان به فرجام اين مناظره قلمی شكل گرفت كه نقدهاي فنايي از سوي دباغ پاسخي شايسته بيابد؛ انتظاری که هنوز برآورده نشده است. اكنون، آقای كوشا اقبال، طي مقالهاي در مجله آیین، تلاش ميكند تا نقدهاي فنايي را پاسخ گويد:
همميهن ـ ياسر ميردامادي: دکتر سروش دباغ، عضو انجمن حکمت و فلسفه ايران و پژوهشگر فلسفه اخلاق و فلسفه زبان، به دعوت مشترک سازمان دانشجويان جهاد دانشگاهي مشهد دفتر دانشکده پزشکي و مرکز فعاليتهاي قرآني دانشجويان ايران در نقد نظريه مصطفي ملکيان در باب نسبت تجدد و دين، پنجشنبه 17 خردادماه در سالن شوراي مجتمع شريعتي اين شهر سخن گفت، در شهري که مصطفي ملکيان و عبدالکريم سروش هر دو شاگردان و پيگيران بسياري دارند ...
دكتر ابوالقاسم فنايي به نقدِ دكتر سروش دباغ بر آراي استاد مصطفي ملكيان پاسخي نوشتهاند كه پيشتر، در معرض توجه بازديدكنندگان گرامي نيلوفر قرار گرفت. نقد فنايي اينك با افزودهاي كوتاه، در مجلهي آيين (شمارهي ۶)، به چاپ رسيده است.
آنچه در ادامه ميآيد، نكاتي است كه جناب فنايي، توجه به آنها را براي خوانندگان مقالهشان لازم ديدهاند:
اشاره: مكتوب حاضر به قلم دكتر ابوالقاسم فنايي، پاسخي است به مقاله انتقادي دكتر سروش دباغ تحت عنوان "تعبد و مدرن بودن". دباغ در آن مقاله كه در فصلنامه مدرسه منتشر شده است به نقد آراي ملكيان در باب نسبت دين و مدرنيته پرداخته بود. فنايي در نوشتار حاضر نشان ميدهد كه دباغ در فهم مراد ملکیان به خطا رفته و دلایلی که به سود مدعای خود آورده، مخدوش و نامربوطند.
سروش دباغ: دير زماني است كه كاويدن ربط و نسبت ميان دين و مدرنيته و برشمردن مؤلفههاي هر يك، از دلمشغوليهاي اصلي متفكران و روشنفكران اين ديار است. جمعي تحت عنوان روشنفكران ديني با تفكيك ميان مقومات اجتنابپذير و اجتنابناپذير دين و مدرنيته در پي محقق ساختن گفتو گوي انتقادي ميان اين دو هستند. گروهي ديگر تحت عنوان روشنفكران عرفي يا روشنفكران غيرديني بر اين باورند كه گفتو گوي ثمربخش ميان اين دو مهم صورت نخواهد گرفت: كه من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش...
یادداشت حاضر پاسخی است به قلم سید امیر موسوی بر نقد مهدی خلجی که تحت عنوان "تقسیم های سقیم ..." در یادداشت قبلی در معرض توجه مخاطبان ارجمند قرار گرفت.
آقای مهدی خلجی در وبلاگ خود نقدی را بر «اصلاحگری در دين به چه معناست؟» نگاشته اند که جهت آگاهی مخاطبان نیلوفر در اینجا بازنشر می یابد.
إن المفكر الإسلامي الإيراني مصطفى ملكيان يحمل مشروعا فكريا دينيا كبيرا يشتغل عليه منذ ست سنوات خلت، يتجلى في تحقيق التقاطع الإيجابي بين العقلانية والمعنوية. خلاصة نظريته أن المسلم امرئ عائش لعصره مسكون بالحداثة شاء أم أبى، وهو بطبعه حامل لدين يراه مهيمنا على حياته في أدق تفاصيلها، وهو ما أسماه ب " الدين العقلاني " وعلى هذا الأساس فهو يتصف بإثنتي عشر سمة يعددها على المنوال الآتي:
در ابتدا لازم مي دانم مراتب سپاس و تشکر خود را از آقايان داستانپور، مومني، محمديزاده و ساير عزيزاني که در وبلاگ معنويت و عقلانيت قلم مي زنند و نيز گردانندگان اين وبلاگ ابراز کنم. هم چنين به آقاي ابک به خاطر جستارهاي خواندني شان در معرفي و بازنگري انتقادي نظريه معنويت بايد دست مريزاد گفت. نظريه معنويت آنگونه که در خور آن است قدر نديده و تا به حال با بي مهري و کم توجهي انديشمندان ايراني مواجه بوده است، در حالي که اين نظريه از جهات گوناگون شايسته توجه و نقد و بررسي است. و لذا ارزش کار آقاي ابک دو چندان است. اما من در اينجا تنها ميکوشم تا آنجا که محدوديتهاي يک يادداشت اجازه ميدهد در باب يک نکته توضيحي ارائه کنم...
(سكولاريسم) و (حكومت دينى) در طول چند دهه گذشته در كشور ما از مهم ترين مباحث فكرى و فرهنگى به شمار آمده و در دفاع يا نقد آنها, مقالات و كتاب هاى متعددى نگاشته اند. موافقان و مخالفان معمولاً اين نكته را مسلم انگاشته اند كه انگاره سكولاريسم با حكومت دينى سر ناسازگارى دارد و از آن سو, براى پذيرش حاكميت دينى بايد سكولاريسم را پشت سر نهاد. با اين فرض, گويا محققان چندان احساس نياز نكرده اند كه در اين نكته تأمل ورزند كه آيا اساساً مىتوان ميان اين دو سازه سياسى سازشى برقرار ساخت.
راه رهايي يا رهايي از راه
نويسنده : حميد علي اصغري
حمید رضا ابک: نظريه معنويت ملكيان (كه به سبب ارتباط فوقالعاده وثيقش با عقلانيت، نظريه «عقلانيت و معنويت» هم ناميده شده است) تلاشي است براي پاسخ به همان پرسش بنيادين عالم انديشه در سرزمين ما كه بالاخره دينداري ما مؤمنان را چه نسبتي با مدرنيتهاي است كه فراايمان گرفته است؟ از اين روست كه شايد بتوان اين پروژه فكري را هم از مقوله نوانديشي ديني (البته معناي گسترده و عام آن) به شمار آورد. (ملكيان البته تلاشي براي جان دادن نظريهاش در ذيل يكي از مقولات كلان موجود در اين عرصه نميكند و البته در جايي انتقاد خود به اين مقولهبنديها را هم ذكر كرده است.)(1)
حسین کاجی