تبليغاتX
نيلوفر

براى اين كه اميد در جهان نگرى دينى خوب فهم شود لازم است قرينه آن در جهان نگرى غير دينى معلوم شود تا از طريق تقابل بين اميد و قرينه خودش در جهان نگرى غير دينى بهتر دريافت كنيم كه اميد چگونه چيزى است. امروزه يكى از مفاهيم و يافته هاى بسيار رايج و مورد فهم و قبول بشر ، مفهوم پيشرفت است ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم مرداد 1388 |

به گمان بنده اگر حيات طيبه (زندگي پاك) مصداقي داشته باشد، مصداقش حياتي است كه در آن ميان «عقلانيت» و «معنويت» جمع و تلفيق شده. بنابراين در هر اوضاع و احوال و زمان و مكاني كه باشيم به زندگي‏اي نياز داريم كه در آن عقلانيت و معنويت، هر دو با هم، حضور داشته باشند نه ذره‏اي عقلانيت فداي معنويت شود و نه ذره‏اي معنويت فداي عقلانيت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 |

قصد اين است تا درباره انواع عدالت سخن بگويم و از اين رهگذر تفكيكي ميان معاني مختلف عدالت قائل شوم.
تلاش خواهم كرد تا انواع عدالت در فلسفه سياسي و علوم اجتماعي را به شكل مختصر توضيح دهم و در اين باب از 10 قسم عدالت سخن مي‌گويم. بايد توجه شود كه عدالت، صفت چه چيزي قرار مي‌گيرد و چه دلايلي دارد كه امري را عادلانه مي‌شمريم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 |
مطلب حاضر صورت مکتوب سخنرانی مصطفی ملکیان در نشست نقد و بررسی کتاب «روان‌شناسی دین» است. از اين نشست که در خردادماه سال گذشته در تهران برگزار شده است،تا كنون دو گزارش در وب منتشر شده است. حال صورت کامل آن به همت جناب محمدي‌زاده و دوستان ارجمند ايشان در وبلاگ عقلانيت و معنويت در اختيار علاقه‌مندان است.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 |

مصطفی ملکیان: قبل از ورود به مبحث دين و بحران معنا، بايد نكاتي را متذكر شوم. اول اينكه در باب موضوعاتي از اين دست، اديان مختلف وضع واحدي ندارند. نمي‌توان گفت دين و جهاني شدن يا دين و تسكين دروني بشر و...، گويي همه اديان جهاني از حيث اين مسائل و موضوعات وضع كاملا يكساني دارند. واثعا در باب هر يك از اين مسايل وضع اسلام با يهوديت، مسيحيت، آئين هندو و غيره متفاوت است. نكته دوم كه باز تعبير دين را از افاده معنا قاصر مي‌كند، اين است كه هر ديني در درون خودش نيز به سه معنا قابل بررسي است. ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم دی 1387 |
مصطفي ملكيان: آیا عقلانی است كه اخلاقی زندگی كنیم؟ مراد از این پرسش این است كه آیا زندگی اخلاقی به‌صرفه است؟ البته منظور از عقلانیت،‌ عقلانیت عملی است نه عقلانیت نظری. پس باید درصدد فهم عقلانیت عملی برآییم. به زبانی ساده، عقلانیت عملی بدین معناست كه هزینه اعمال فرد در زندگی از سود آن بیشتر نباشد. اگر شخص كاری را انجام دهد كه هزینه آن بیش از سودش باشد چنین كاری عرفا از عقلانیت عملی برخوردار نیست...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه چهارم مهر 1387 |

در گذشته كه محدوديت در ارتباطات وجود داشت، بهتر مي‌شد دعوي بهترين و كامل‌ترين دين را داشت، اما به مجرد اينكه انسان با دين‌هاي ديگر آشنا شد اين واقعيت گريزناپذير است كه همه كاركردهايي كه يك دين براي عده‌اي دارد، دين ديگر هم براي عده ديگر چنان كاركردهايي دارد. به‌عنوان مثال مسلمان با نماز آرامش پيدا مي‌كرد، بودايي هم با مديتيشن. هندو با يوگا و مسيحي با عشاء رباني‌اش....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در دوشنبه هفتم مرداد 1387 |

استاد مصطفي ملكيان در متن حاضر به  امكان و چگونگي طرح و اجراي جامعه اخلاقي و معناي "انسان اخلاقي" پرداخته‌اند. اين متن كه صورت مكتوب سخنراني استاد ملكيان (مشهد ـ ۱۳۸۶)مي‌باشد در آخرين شماره مجله آيين (شماره 12 و 13 ، اردیبهشت و خرداد 87) به چاپ رسيده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم تیر 1387 |

مصطفي ملكيان: ... وقتي محقق بداند عملاً تحقيقاتش مورد استفاده قرار نمي‌گيرد، هم انگيزه كارِ خوب را از دست مي‌دهد و هم در نظرش چنين مي‌آيد كه مي‌تواند كار خودش را با تقلب به پيش ببرد. من كمتر ديده‌ام كه به يك تحقيق علوم‌انساني در كشور ما ترتيب اثر علمي داده شود و نتيجه‌ي تحقيقات در علوم‌انساني به جد گرفته شود. البته در ميان علوم‌انساني، اقتصاد يك استثناست و اگر از آن بگذريم در ساير علوم شما هرقدر هم تحقيق‌تان عميق باشد، باز كسي در مقام عمل به آن ترتيب اثر نمي‌دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 |

مصطفي ملكيان: اگر كسي بگويد كه بزرگترين مشكل ما چيست. من مي‌گويم فرهنگ ماست. فرهنگ مردم مشكل دارد كه بازتابش در عالم سياست به اين صورت خود را نشان مي‌دهد. بنابراين، سياست‌زده نيستيم و اصالت را به سياست نمي‌دهيم، اصالت را به فرهنگ مي‌دهيم. خب اگر اصالت را به فرهنگ داديم،‌اولين اثرش اين است كه ما نبايد نمايندگان فرهنگ مردم بشويم، ما داوران و ناقدان فرهنگ مردم بايد باشيم. روشنفكري ديني اگر نمايندگي فرهنگ مردم را بر عهده بگيرد، كارش زار است. ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

 اشاره: آنچه در ادامه از نظر خوانندگان گرامي مي‌گذرد، بخش نخست از صورت مکتوب سخنراني استاد مصطفي ملكيان در همايش "دين و مدرنيته۲" است. ملكيان در آغاز سخنان خود با نقد مفهوم "روشنفكري ديني"، آن را تناقض‌آميز معرفي مي‌كند و از هفت پيش‌فرض نامنقّحي ياد مي‌كند كه «تا تمامش اثبات نشود، پروژة روشنفكري ديني از لحاظ نظري موفق نيست.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم شهریور 1386 |

 «امروزه عقلانيت مدرن تعبدگريز است. براي عقلانيت مدرن اين فرم استدلالي خيلي آزار دهنده است که بگويد الف، ب است، چون ج مي‌گويد. اين به‌نظر انسان مدرن آزار دهنده است و اين يعني تعبد. همه‌ي اديان نهادينه چنين هستند حتي دين بودا که بنيان‌گذارش به کرّات و مرّات مي‌گفت من انساني خطا پذيرم و بنابراين همه‌ي سخنان مرا بر اساس تجارب خودم تلقّي کنيد و باز اينها را به محک و آزمون بزنيد و اگر از محک و آزمون شخصي‌تان بيرون آمد، بپذيريد و الا وابزنيد، حتي اين دين امروزه قوامش بر اساس تعبّد است...»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 |

هم‌ميهن ـ سعيد بابايي : انجمن جامعه‌شناسي ايران هشتم خردادماه جاري با همكاري دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران همايشي يك روزه ترتيب داد با عنوان «علم بومي و علم جهاني: امكان يا امتناع؟» اين همايش به يادمان پروفسور سيدحسين العطاس جامعه‌شناس مالزيايي اختصاص داشت كه چندي پيش درگذشت. امكان وجود علم بومي در مقابل علم جهاني مدت‌هاست مورد مناقشه نظري متفكران ايراني و انديشمندان كشورهاي جهان سوم قرار گرفته است....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 |

درباره نقاط قوت ابن عربي سخن‌ها فراوان گفته شده است و اكنون زمان نقد اين عارف نامي است. به گزارش همشهري آنلاين مصطفي ملكيان كه به مناسبت شب ابن عربي و به بهانه انتشار كتاب شرح فصوص دكتر محمدعلي و صمد موحد در خانه هنرمندان سخن مي‌گفت سخنان خود را به دوبخش تقسيم كرد؛ در بخش اول به كتاب فصوص الحكم با شرح برادران موحد پرداخت و در بخش دوم سخنانش نقدي بر محتواي سخنان ابن عربي واردساخت....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 |

سخناني در آثار ابن‌عربي وجود دارد كه متودولوژي تحقيق در باب حقانيت و صدق و كذب آن معلوم نيست. بعضي سخنان در ابن‌عربي است كه آدم نمي‌داند اين يك سخن فلسفي است تا ما بدانيم با متودولوژي فلسفي آن را بررسي كنيم، يا نه يك سخن شهودي و يا تاريخي است.نقد ديگر اين است كه ابن‌عربي در تخيل يد طولايي دارد كه بسيار هم زيباست و البته به نظر خودش واقعيت دارد. اين باعث شده مجموعه آثار ابن‌عربي سناريويي زيبا باشد.اما اينكه اين سناريو زيبا و قابل‌دفاع باشد يك چيز است و مطابق با واقع بودنش يك چيز ديگر...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم خرداد 1386 |

در مقالات شمس آمده كه از شمس مي‌پرسند كه فرق چيست ميان جزء و جزئي و كل و كلي؟ گفت: آري. گفتند: سوال كرديم و مي‌گويي آري؟ خنديد و گفت: خوش است، خوش است. ويتگنشتاين نيز در ابتداي كتابي نوشت: اميدوارم كه نوشته‌هاي من تو را ‌اي خواننده بهتر كند. همچنين از پل مارتين لسر، نويسنده آمريكايي و پيرو آيين ذن نقل است كه گفته: اگر يكي را نشانم دهي كه خنده‌اي بي‌ريا و بي‌اختيار دارد، كسي را نشانم داده‌اي كه به حقيقت نزديك‌تر است....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم خرداد 1386 |

سخن گفتن از علم بومي اولاً به معناي نسبي‌گرايي و وابسته دانستن دانش به مکان و زمان خاص است و ثانياً با آن به اين مشکل اخلاقي دچار مي‌شويم که هيچ کس نمي‌تواند قائل به حق و باطل شود. مصطفي ملکيان در همايش "علم بومي، علم جهاني، امکان يا امتناع" که صبح امروز و به مناسبت بزرگداشت دکتر سيد حسين العطاس در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران آغاز به کار کرد سخن خود را انتقاد از مفهوم علم بومي دانست و گفت: چه از نظر معرفت شناختي و چه از ديد اخلافي مفهوم علم بومي خطاست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم خرداد 1386 |

«هر عمل عبادی در دین یك عمل رمزی است؛ یعنی در واقع در عبادات كاری را انجام می‌دهیم كه این كار رمز چیز دیگری است: یعنی ما در عبادات چیزی را اظهار می‌كنیم كه با هیچ زبان دیگری به جز عبادات به هیچ وجهی از وجوه قابل بیان نمی‌باشد. اعمال رمزی و اعمال كنایی با اعمالی كه خودشان ذاتاً مقصود هستند خیلی تفاوت دارند. مثالی می‌آورم؛ ‌وقتی كه شما در خیابان به كسی برخورد می‌كنید و برای احترام گذاشتن به او مثلاً كلاه از سر بر می‌دارید، یا دست به سینه می‌گذارید، یا اندكی مقابل او خم می‌شوید یا سلام و تعارفی می‌كنید، ‌این‌ها همه اعمال سمبلیك و رمزی هستند.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 |

در این قسمت از سخنم اين نكته را متذكر مي‌شوم كه خشونت نفرت در هر دو حال ـ چه خشونتي كه از ابتدا خشونت نفرت بوده است و چه خشونتي كه در ابتدا خشونت عشق بوده و سپس به خشونت نفرت تبديل شده است ـ هم با «آزادي» ناسازگار است و هم با «عدالت».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه دوم اسفند 1385 |

 «خشونت نفرت دو نوع است: نخست، خشونتي كه از ابتدا خاستگاه آن نفرت است و ديگر خشونتي كه خاستگاه آن از ابتدا نفرت نبوده است، بلكه ناشي از عشق بوده، اما به دليل بي‌خبري از واقعيت‌هاي انساني تبديل به خشونت نفرت شده است. خشونت نفرت نوع اول كه كار استالين‌هاي روزگار است، محل بحث من نيست. در اينجا مي‌خواهم به اين امر بپردازم كه چگونه يك انسان كه در ابتدا عاشق انسان‌هاست... »


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه یکم اسفند 1385 |

«وقتي كه من عاشق انسان‌ها باشم، چه عاشق انسان واحدي باشم و چه عاشق تعدادي از انسان‌ها، اولين خشونت چنين عشقي، متوجه خود عاشق است. يعني وقتي من عاشق باشم، شكي نيست كه به جهات مختلفي با خود خشونت مي‌ورزم. براي نمونه، وقتي من عاشق فردي باشم، طبعاً، درد و رنج آن فرد، درد و رنج من خواهد بود و به ميزاني كه عشق من به او شديدتر مي‌شود، درد و رنج من بيشتر خواهد شد ...»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام بهمن 1385 |

«شهادت بدين ترتيب در حالي كه نهايت خشونت است، لطيف‌ترين كاري است كه يك انسان براي انسان‌هاي ديگر انجام مي‌دهد .... شهادت در مقام نهايت و اوج خشونت عشق، آرزوي كسي نيست كه براي ريخته‌شدن خون خود ارزشي ذاتي و في‌نفسه قائل باشد، بلكه ضرورتي است كه انسان‌هاي معنوي، در اوج انسا‌ن‌دوستي خود، آن‌را احساس مي كنند....»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در دوشنبه نهم بهمن 1385 |

استاد ملكيان در سخنراني حاضر از شرايط لازم براي تحقق جامعه دموكراتيك مطلوب و مؤلفه‌هاي حدوث و بقاي دموكراسي سخن مي‌گويد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 |

مومن متعقل، مومنی است که از هرگونه بت‌پرستی رویگردان است، یعنی نگرش بت‌پرستانه به جهان ندارد....دین هم خدا نیست و بنابراین دین را هم نباید پرستید، پیغمبر هم خدا نیست و نباید او را پرستید، بزرگان و بنیان‌گذاران دین، رهبران دین، اینها هیچکدام خدا نیستند و نباید آنها را پرستید....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 |

استاد ملکیان در تشریح تدین عقلانی در آذرماه  ۱۳۸۰  سخنرانی داشتند که در یادداشت قبلی تحت عنوان " تدین تعقلی یا دیانت پیشگی خردورزانه" بازنشر یافت. در ادامه متن پرسش و پاسخ های پایانی آن سخنرانی،  تقدیم مخاطبان ارجمند "نیلوفر" می گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 |

همه کسانی که کارشان به تعصب و تحجر می‌انجامد به این جهت است که فکر می‌کنند «مالکان حقیقت» هستند، نمی‌دانند که اگر هنری داشته باشند این است که «طالب حقیقت» باشند نه چیز دیگر....

استاد مصطفی ملکیان در سخنرانی حاضر به مولفه ها و مختصات تدین تعقلی یا دیانت پیشگی خردورزانه پرداخته اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 |

مجموعه حاضر صورت مکتوب سلسله جلسات سخنرانی استاد ملکیان تحت عنوان «بررسی سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی» است که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف در طی سالهای 78 الی 81 در  آن دانشگاه  برگزار گردید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 |

از من خواسته اند كه وضع روشنفكري ديني را نسبت به پديده اي به نام سنت تعيين كنم و در چند و چون ارتباط روشنفكري و سنت سخن بگويم. پيش از اين كه به اصل مسئله بپردازم، بايد براي اين كه در فضايي مه آلود و دستخوش ابهام و ايهام سخن نگفته باشم و كاملا مشخص باشد كه مدعايم چيست و ادله ام كدام است، الفاظي را كه در اين عنوان به كار رفته است، ايضاح مفهومي بكنم. موضوع سخن روشنفكري ديني و سنت است ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 |

اشاره: استاد مصطفی ملکیان در سخنرانی حاضر به ترسیم معنای زندگی عقلانی می پردازد و در بیان مظاهر زندگی عقلانی ، از دو مولفه عقلانیت نظری و عقلانیت عملی نام می برند. ایشان در تشریح مولفه عقلانیت نظری به توضیح شش ویژگی ـ "اعتبار قائل شدن به قواعد منطق صورت"، "معتبر دانستن قواعد ریاضیات"، "جدی گرفتن حساب احتمالات"، "توجه به آخرین دستاوردهای علوم تجربی طبیعی و انسانی" ، "پذیرفتن بهترین تبیین در هر مساله، عمل به تشخیص خویشتن و نه دیگران" ـ می پردازند و درادامه برای تبیین مشخصات عقلانیت عملی از سه ویژگی این عقلانیت تحت عنوان : عقلانیت در اهداف، عقلانیت در وسایل و عقلانیت در گفتار سخن می گویندو با تاکید بر عقلانیت در گفتار به تشریح مختصات آن می پردازند و در پایان  ورزه های لازم جهت عقلانی زندگی کردن  را بیان می کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در دوشنبه دوم مرداد 1385 |

براى كاوش و بررسى نسبت آراى مرحوم مطهرى با اصلاحات دينى توضيح مقدمه اى لازم است كه شايد موجب گردد به ذى المقدمه زياد پرداخته نشود. مرحوم مطهرى در كتاب اسلام و مقتضيات زمان، در باب دين تمثيل خوبى به كار مى برد. مى فرمايد: دين همانند آبى است كه از چشمه هايى مى جوشد و هرچه اين آب از سرچشمه خود دورتر مى شود، آلوده تر مى شود. در برابر اين آلودگى دو راه حل پيش پاى ماست. يكى اينكه از آن آب كدر استفاده نكنيم، اما راه بهتر آنست كه به تصفيه آن آب بپردازيم. مرحوم مطهرى معتقدند دستگاه تصفيه دين، عقل بشرى است....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در شنبه سوم تیر 1385 |

انسان تنها است. بيشترين چيزي كه در تداول عاميانه از تنهايي فهم مي شود تنهايي فيزيكي يا طبيعي است. تنهايي فيزيكي يعني تنهايي است كه وقتي مي گويم: «در اتاق تنها بودم و حسن و حسين آمدند». تنهايي فيزيكي چيزي جز اين نيست كه در منظر و مرئاي من ، در تيررس ديد من ، در مكاني و زماني و اوضاع و احوال خاصي انسان ديگري نبود يا اگر بود هيچ وسيله ارتباطي بين من و او وجود نداشت. اين تنهايي را به تنهايي فيزيكي تعبير مي كنند...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام خرداد 1385 |

 استاد مصطفی ‌ملكيان ‌طی سخنرانی که مدتی قبل در میان جمعی از اصلاح طلبان برگزار گردید، به‌ توصیف علل و عوامل فرهنگی عقب‌ماندگي ‌ايرانيان‌ پرداختند و در خصوص آن بیست عامل را به شرح زیر، مورد توجه قرار دادند: 1. پيشداوري‌ 2. دگماتيسم‌ و جمود 3. خرافه ‌پرستي 4. بها دادن ‌به ‌داوري‌هاي‌ ديگران ‌نسبت ‌به ‌خود 5. همرنگي ‌با جماعت‌ 6. تلقين‌پذيري‌ 7. القاپذيري 8. تقليد 9. تعبد 10. شخصيت‌ پرستي‌ 11. تعصب 12. اعتقاد به ‌برگزيدگي 13. تجربه ‌نيندوختن‌ از گذشته‌ 14. جدي‌ نگرفتن ‌زندگي 15. ديدگاه‌ مبتذل نسبت‌ به ‌كار 16. قائل ‌نبودن ‌به ‌رياضت 17. از دست‌ رفتن ‌قوه ‌تميز بين ‌خوشايند و مصلحت‌ 18. زياده‌گويي‌ 19. زبان‌ پريشي‌ 20. ظاهرنگري‌. متن کامل سخنرانی تقدیم می گردد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 |

ما انسانها الان دو دسته علوم و معارف در اختيار داريم: يكي يافته‌هاي انساني و ديگري داده‌هاي وحياني. يك دسته نتيجة كار و كوشش خود ماست و دستهء ديگر اكتسابي نيست، بلكه گويي عطايا و مواهبي است كه، در قالب متون مقدس ديني و مذهبي، براي ما گسيل شده‌است. اما مشكل اين است كه اين يافته‌ها و آن داده‌ها ناسازگاريهايي هم با يكديگر دارند. حال مسأله اين است كه به هنگام ناسازگاري، كدام يك از اين دو دسته را برگيريم و كدام يك را فرو گذاريم؟ به چه دليل؟ و چگونه؟ اگر انساني بخواهد هم متدين باشد و هم متعقل، هم اهل ايمان باشد و هم اهل استدلال، با اين مجموعه علوم و معارف، كه در بسياري از موارد با يكديگر نمي‌سازند، چه بايد بكند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 |

"بررسی روش شناختی فلسفه دوران اسلامی" عنوان نشستي بود كه در 23 اسفند سال 84 در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد و استاد مصطفي ملكيان در آن به ايراد سخن پرداخت. روز بعد از سخنراني، گزارشي از آن، به نقل از خبرگزاري مهر آورديم و اكنون گزارشي‌كامل‌تر به نقل از روزنامه همشهري تقديم علاقه‌مندان مي گردد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 |

 استاد مصطفی ملکیان در دومین دوره از همایشهای تخصصی گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس که صبح امروز در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد فلسفه اسلامی را تعبیری دانست که متداول شده اما به نظر وی این مفهوم نیاز به ایضاح بسیار دارد.

"اشكالاتی را به فلسفه در دوران اسلامی می توان وارد دانست. برخی اشکالات در فلسفه اسلامی هم البته اشکالات روش شناختی یا معرفت شناسی هستند. همچنین می توان به اشکال دیگری نظیر اینکه فلسفه اسلامی در طول 1200 سال که ظهور، بروز، رشد و تحول داشته است اما ما اکنون از فلسفه اسلامی چیزی می خواهیم که در توان این پروسه طولانی مدت نبوده است اشاره کرد. انتقاد و اشکالی را که می توان وارد ساخت بر این پروسه 1200 ساله نیست بلکه بر آنان است که اکنون قصد دارند بر آن روش و سیاق حرکت کنند. بنابراین ما با یک منظر روش شناختی مواجه هستیم که می بایست آن را مورد بررسی قرار داد."


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 |

استاد ملکیان طی سخنانی که امروز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشت مدرنیته را یک امر ذو مراتب توصیف کرد که دارای ویژگیهای متعددی است. در اين سخنراني كه در ادامه سلسله نشستهای انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، مصطفی ملکیان به این پرسش اصلی پرداخت که مدرنیته را چگونه می‌ فهمیم؟ و مدرنیته را در تجربه معاصر ایران چگونه ارزیابی می ‌کنیم؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 |

مصطفی ملکیان در مراسم تقدیر از استاد فولادوند در سخنان کوتاه خود، فولادوند را منشاء خدماتی ارزنده به جامعه فکر و فلسفه ایران دانست و گفت : فولادوند در پنج زمینه به کار ترجمه از کم به بیش مشغول بودند: ادبیات، روانشناسی اجتماعی، تاریخ اندیشه ها، فلسفه و مفاهیم و مسائل اندیشه سیاسی.

ملکیان شیوه ترجمه فولادوند را طی یک صد سال اخیر بی نظیر دانست و او را با محمد علی فروغی مقایسه کرد و گفت : زبان ترجمه ایشان رسا، فاخر، بلیغ و با فارسی هماهنگ است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه نهم اسفند 1384 |

 «... نخست آنكه، توهين به پيامبر اسلام به لحاظ اخلاقى بسيار غلط، زشت و غير قابل دفاع است و فرقى نمى‌كند مبناى اخلاقى ما در اينجا كدام تئورى اخلاقى باشد.» «دوم آنكه، واكنش مسلمانان به توهين ها در آنجا كه خشونت به آن راه يافته، قابل دفاع نيست و نه مورد تائيد اخلاق عقلانى است و نه مورد تائيد اخلاق نقلى-اسلامى.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه نهم اسفند 1384 |

... امروزه، ما، عموما، براي مدارا ارزش مثبت قائليم، اعم از اينكه اين ارزش مثبت را مطلق (يا ذاتي) بدانيم يا نسبي (يا غيري)؛ يعني اعم از اينكه براي مدارا مطلوبيت بالذات قائل‌باشيم يا مطلوبيت بالغير؛ يا، به تعبير سوم، خواه آن را هدف بدانيم و خواه يكي از وسائل يا يگانه وسيله رسيدن به يك يا چند هدف. اما هستند كساني كه با ما مخالفند و مدارا را داراي ارزش منفي تلقي مي‌كنند. حال اگر نه موافقان مدارا براي عقيده خود تو جيه معرفتي‌اي داشته باشند، و نه مخالفان آن، يعني اگر مثلا اختلاف اين دو گروه از مقوله تفاوت در امور ذوقي و استحساني باشد، طبعا هيچيك از دو گروه نبايد، و بلكه نمي‌تواند، انتظار داشته باشد كه گروه ديگر از موضع خود دست بكشد و موضع ديگري را اتخاذ كند. هر جا كه كسي يا گروهي چنين انتظاري دارد يقينا اين پيشفرض را نيز دارد كه براي موضع خود واجد توجيه معرفتي‌اي است كه ديگري فاقد آن است. اينجاست كه ما، موافقان مدارا، كه اين انتظار و توقع را ، بالوجدان، در خود مي‌يابيم كه مخالفانمان به موضع خود پشت كنند و به موضع ما روي آورند، بايد از خود بپرسيم كه: مگر چه توجيه معرفتي‌اي براي موضع خوئد داريم كه مخالفان ندارند؟ بحث از مباني نظري مدارا كوششي است در جهت پاسخيابي به اين پرسش.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در شنبه ششم اسفند 1384 |

اگر من مدام دغدغه اين را داشته باشم كه داورى شما درباره من چيست و نخواهم كه داورى شما درباره من منفى باشد نتيجه آن خواهد شد كه زمام «بودن» من در دستان شماست. همه كسانى كه در داوريهاى ديگران زندگى مى كنند روز به روز بيشتر به عدم ثبات دچار مى شوند. عارفان مى گفتند كه نبايد لزوماً جا پاى ديگرى گذاشت بلكه بايد راه خود را در پيش گرفت و هر كس در راه خويش قدم بزند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 |

بحث ما در مورد فلسفه فقه است و هدف اصلى از اين بحث طرح جغرافياى كلى و اجمالى از حوزه بسيار وسيع و ناپيموده فلسفه فقه است. اينكه مى‏گويم ناپيموده، به سبب آن است كه فلسفه فقه دانشى است كه هنوز - در جهان اسلام و بخصوص در ايران - حتى به مرحله ظهور ابتدايى هم نرسيده است. تا حدود شش سال پيش كسى در ايران حتى لفظ فلسفه فقه را هم استعمال نكرده بود. بنابراين، عمر اين لفظ از شش سال كمتر است. تنها تعداد معدودى از انديشمندان جهان عرب و يكى دو نفر از انديشمندان در قيد حيات ايرانى بودند كه براى اولين بار تعبير فلسفه فقه را به كار بردند و تصريح كردند كه ما نيازمند بازگشايى معرفتى در اين زمينه هستيم. من فقط اهم مباحثى را كه در فلسفه فقه قابل طرح و بلكه لازم الطرح است، مطرح مى‏كنيم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در دوشنبه یکم اسفند 1384 |

فيلسوفى كردن در سنت فكرى ايرانيان، سابقه اى دير سال و دور دست داشته است. اين سابقه، چندان دراز دامن است كه پاره اى محققان اقرار كرده اند معماران اصلى آنچه كه به فلسفه اسلامى شهرت يافته، ايرانيان بوده اند. اما به رغم اين واقعيت، در روزگار امروزين ايران، فلسفه گويا از رمق افتاده است و قلندرى پيشين را ندارد. آنچه از پى خواهد آمد متن مكتوب و پيراسته سخنرانى استاد مصطفى ملكيان در جمع دانشجويان دانشگاه تهران است كه چندى پيش القا شد. اين متأله صاحبنظر ، سخن خود را گرد اين پرسش سامان مى دهد كه موانع و آفات فلسفه ورزى در ايران معاصر چيست. او در اين مسير به سه حوزه فهم فلسفى، نقد فلسفى و زايش فلسفى اشاره مى كند و از اين ميان به دو حوزه نخست مى پردازد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 |

امروزه در جامعه، ما بيشترين رنج را، از ناحيه افراد متعصبى مى بريم كه فقط از منظر خودشان به اين عالم نگاه مى كنند و اصلاً تصور نمى كنند كه منظر ديگرى وجود داشته باشد. تعصب داشتن فرق نمى كند كه پنجره من، مدرن باشد و آن پنجره ديگر، سنتى. اگر فرد مدرن هم حاضر نباشد از پنجره سنتى به عالم نگاه كند، اين فرد هم در مدرن بودن خودش تعصب دارد. همچنان كه سنتيان چون نمى توانند از پنجره مدرنيزم به عالم نگاه كنند، در سنتى بودن خود متعصب هستند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 |

اولويتهاي ‌پژوهشي ‌در حوزه‌ دين‌پژوهي ‌بدين‌معناست ‌كه‌ در عين‌ وقوف ‌به ‌اينكه ‌تقريبا در هيچ‌ بخشي‌از مباحث‌مربوط‌ به ‌دين‌پژوهي ‌نمي‌توان‌ مدعي‌ شد كه ‌نياز به ‌مطالعه ‌و تحقيق‌نداريم‌ ولي‌ در عين‌حال‌ قبول ‌داريم ‌كه ‌در ميان ‌بخشهاي ‌مختلف ‌دين‌پژوهي ‌بعضي‌از بخشها فعلا بيشتر نيازمند مداقه‌ و مطالعه ‌هستند ولي‌ بعضي‌از بخشها اينطور نيستند. در واقع‌ حق ‌اين ‌است‌ كه‌ بگوييم‌ در هيچ ‌زمينه ‌و شاخه‌اي‌ از دين‌پژوهي ‌كه ‌تقريبا هفت‌شاخه ‌است ‌به ‌حد كفايت‌ و كافي‌ و وافي‌ تحقيق‌ نكرده‌ايم‌. اما در عين‌حال‌شك‌ نيست‌ كه ‌در بعضي‌از زمينه‌ها محتاج‌تريم‌. از  بنده ‌خواسته‌اند كه ‌زمينه‌هايي ‌را كه ‌در آن ‌بيشتر نيازمند تحقيق‌هستيم‌ بيان‌كنم‌.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 |

نقل از وبلاگ یادداشت های مهدی کمانگیر

«شهادت اوج خشونت عشق است؛ لطيف‌ترين كاري كه انساني براي انسان‌هاي ديگر مي‌تواند به انجام رساند.» مصطفي ملكيان ديشب در سخنراني خود با نگاه خاص خود عاشورا و و قيام امام حسين (ع) را به تحليل نشسته بود. عنوان سخنراني‌اش خشونت عشق بود. از نظر ايشان راه رسيدن به جامعه و انسان مطلوب مستلزم تحقق عشق ناخودگرايانه و فعالانه نسبت به همنوعان است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 |