همميهن ـ سعيد بابايي: شايد اگر اصرارهاي زهرايي، مدير نشر كارنامه نبود، محمدعلي موحد هيچگاه به صرافت جمعآوري دوباره ترجمهاش از فصوص الحكم نميافتاد.
ترجمه فصوص الحكم پس از 800 سال، بزرگترين نظريهپرداز عرفان اسلامي را كه تاثير شگرفي بر عرفاي ايراني داشت در مجموعه بزرگ زبانفارسي وارد كرد. چنين كاري بهانه كمي نبود براي علي دهباشي كه البته از كوچكترين بهانه هم صرفنظر نميكند.
اما فارغ از حسن سليقه ميزبان، ميهمانان هم كم نگذاشتند. سخنان پورجوادي و ملكيان اين بشارت را ميداد كه باب نقد و تحليل در زمانه حرف و تجليل هنوز بسته نشده است. آنچه ميخوانيد گزارشي از نشست سهشنبه شب خانه هنرمندان ايران در باره ابن عربي است.
انتشار كتاب فصوص الحكم اثر ابنعربي با ترجمه و توضيح دكتر محمدعلي موحد و دكتر صمد موحد از سوي نشر كارنامه دستمايه برگزاري چهلويكمين شب مجله بخارا شد. علي دهباشي در آغاز سخن با اشاره كوتاهي به زندگي و آثار ابنعربي و همچنين مهمترين كتاب او «فصوصالحكم» گفت: بر فصوصالحكم متجاوز از يكصد شرح نگاشته شده كه اهميت اين كتاب جاوداني را ميرساند. به نوعي ميتوان اين كتاب را نوعي وصيتنامه فكري و عقايد ابنعربي ناميد.
نصرالله پورجوادي به عنوان اولين سخنران ضمن بيان اولين تجربياتش از ابنعربي نزديك به 40 سال پيش و كتاب فتوحات ابنعربي گفت: طي اين چهار دهه كه با آثار ابنعربي مشغولم همواره فصوص برايم كتابي مهم بوده است. در وصف اهميت آن همين بس كه از قديم همواره هر گاه صحبت از عرفان ميشد اولين چيزي كه مطرح بود ابن عربي و فصوص الحكم او بود.از اين رو شايد كمتر به تصوفي كه قبل از ابنعربي بوده، توجه شده است، مگر از 50 سال پيش به بعد كه نگاه تاريخي به تصوف آغاز شده است ولي تا اين زمان ابنعربي پهلوان ميدان عرفان بود.
وي ادامه داد: تا آن زمان تصور اين بود كه همه عرفا قبل از ابنعربي بايد ماستها را كيسه كنند در واقع تصور عمومي اين بود كه ابنعربي تصوف و عرفان را به كمال رساند. اين تصور نهتنها در ايران بلكه حتي در 50، 60 سال اخير در اروپا هم رايج شده است تا جايي كه در اروپا «انجمن ابن عربي» تشكيل شده است. در ممالك اسلامي هم نظريات ابنعربي به صورت يك كيش عرفاني درآمده است: شاه نعمتالله وليو نقشبنديه تنها نمونههايي از اهميت ابنعربي در ممالك اسلامي است. با اين اوصاف نكته مهمي كه مورد توجه قرار نگرفته نقد ابنعربي است. جايگاه او بايد در تاريخ عرفان و تصوف مشخص شود. از اين رو است كه به نظر من شايد برادران موحد اولين كسانياند كه در مقدمه مفصل كتاب خارج از تبليغات چند قرن اخير او را مورد بررسي قرار دادهاند.
پورجوادي در قسمت ديگري از سخنانش ضمن واجد اهميت دانستن ترجمه برادران موحد اظهار داشت: با توجه به اينكه فصوص بايستي به صورت علمي ترجمه شود شايد اولين بار است اين ترجمههاله رازآلودي را كه دور كتاب بود از آن گرفته است. وي با طرح اين سوال كه چرا بر فصوص نزديك به 105 شرح نگاشته شده است گفت: اصل كتاب به زبان عربي است و علت وجود اين همه شرح هم اين است كه فصوص به زبان ديگري بوده است.
كمتر كتابي به زبان فارسي ميبينيد كه بر آن شرحي بزنند. مثلا هنديها بر كتابهاي غزالي شرح زدند كه شرح بيحاصل بوده يا شمسالدين لاهيجي بر مبناي مكتب ابنعربي گلشن راز شبستري را شرح كرد كه خيلي جاي بحث دارد كه اولين آن اين است: آيا گلشن راز را ميتوان براساس عرفان ابنعربي شرح كرد. علت شرحها اين است كه وقتي كتاب خارجي را ترجمه ميكنيد ابهت كتاب را ميگيريد.
اين محقق و صاحبنظر با بيان اينكه فارسي خواندن فصوص تجربه جديدي برايم بود ادامه داد: ما از ابنعربي بت ساختهايم. او بزرگ است و از خواندن كتابهاي او لذتهاي زيادي بردهام كه خواندن كمتر كتابي اين لذت را به من داده است.تخيل اين مرد آدم را به حيرت ميآورد. قوه تخيل او بيشتر از تعقل اوست. ولي نبايد حرف او را وحي منزل دانست. بايد از خود سوال كنيم اگر بخواهيم عرفان را بفهميم بايد ابنعربي را بخوانيم؟ آيا درست است؟
پورجوادي اظهار داشت: برخي گمان ميكنند ابنعربي و فصوص او وحي منزل است و استناد آنان هم به نوشته ابنعربي در ابتداي مقدمه است كه خود او ميگويد: پيغمبر اسلام را در خواب ديدم و او اين كتاب را به من داده و از اينجا نتيجه ميگيرند كه اين كتاب وحي منزل است و فصوص از جانب خدا آمده است. ابنعربي در جاي ديگري ميگويد اگر كسي خواب پيامبر را ديد، روياي صادقه است.
من چند سال پيش به مناسبت (كتاب حال) بسياري از مقدمههاي كتابها را مطالعه ميكردم. متوجه شدم اكثر نويسندهها در ابتداي كتاب شخصيتهاي خيالي مختلفي را خلق ميكنند و در ابتداي اثر ميگويند اين اثر را عقل، سروش يا هاتف غيبي به من گفته است. در صورتي كه اين يك شگرد ادبي است كه نويسندهها به كار ميبرند و اين اتفاقها هم عمدتا در شب اتفاق ميافتد ابنعربي هم از اين شگرد ادبي استفاده كرد ولي خودش قضيه را خيلي جدي ميگيرد. حال آيا ما بايد بپذيريم كه در اين كتاب چون و چرايي نباشد؟به عقيده پورجوادي همانقدر كه به ابنعربي احترام ميگذارند، به همان اندازه هم خصومت و دشمني ميكنند. وي درباره منابع فكري ابنعربي هم اظهار عقيده كرد: بررسي منابع فكري ابنعربي از كارهايي است كه بايد پيگيري شود.
پيشينيان ما بيشتر مطالب را از چند منبع محدود ذكر ميكردند. ملاصدرا و غزالي معروف به اين كارند كه بخش وسيعي از افكار و نوشتههاي خود را به نوعي از ديگران وام گرفتهاند يا از منابع ديگر ذكر كردهاند. ابنعربي هم اصولا احياي علوم دين غزالي را خوب ميخواند.من در مقايسهاي تطبيقي كه درباره واژگان و اصطلاحات به كار رفته در آثار عرفاني ابنعربي با پيشينيان داشتهام خيلي از اصطلاحات و لغات را پيدا كردم كه عينا از پيشينيان به ابنعربي رسيده و او هم بدون كموكاستي آن را به كار برده است و جالب اينكه بعضي از اين اصطلاحات هم غلط بودهاند.
من اين روند را حتي تا فرهنگ معين پيگيري كردهام.ابنعربي در واقع دفترچه يادداشتي داشت كه هر جا حرف خوبي ميديد آن را يادداشت ميكرد و بعدها آن را تنظيم ميكرد.پورجوادي با بيان اينكه زبان و اصطلاحات به كار رفته نزد ابنعربي بايد مورد بررسي قرار گيرد ادامه داد: بايد به سير تحول تاريخي نظريههايي هم كه او طرح ميكند توجه كرد. در واقع راه بررسي تاريخي ابنعربي با ترجمه فصوص توسط برادران موحد گشوده شده است و معتقدم اين كتاب گامي مهم در شناخت ابنعربي است.
باب تاويل در آثار ابنعربي گشوده است
مصطفي ملكيان سخنان خود را بعد از پايان سخنان پورجوادي آغاز كرد. او طبق معمول سرانجام سخنان خود را ابتدا سامان داد و گفت: از دو نكته سخن ميگويم: ويژگيهاي تحقيق موحد و چند نكته نقدآميز در مورد روش نگارش ابنعربي در فصوصالحكم، ملكيان گفت: علاوه بر مقدمه مفصلي كه دكتر موحد در ابتداي كتاب نوشته كه مقدمه بصيرت افزايي است، نوعي اسطوره شكني از ابنعربي شده و هاله قداست دور او فروريخته شده است.در اين كتاب درباره هر فص از فصوص 10گانه چهار كار شده است. ابتدا درآمدي درباره آن فص آمده كه ابنعربي در پي گفتن چه سخني است. بعد ترجمه فارسي آن فص آمده، سوم شرحي بر آن فص آمده و در آخر كتاب هم تحليلي بر همه فصهاي 10 گانه آمده است.
ملكيان كه شنيدن نام او خيل عظيمي از دوستداران شنيدن سخنش را به تالار ناصري خانه هنرمندان ايران كشانده بود به ويژگيهاي محتوايي و كيفي ترجمه فصوص ابنعربي توسط برادران موحد اشاره كرد و گفت: ترجمه و شرح كتابچهار ويژگي شاخص دارد. اولين آن ترجمه و شرح براي گشودن مشكلي از مشكلات كتاب است. هر شرحي براي حل مشكلات فهم كتاب است ولي درباره بسياري از متفكران و از جمله ابنعربي شرحها كار را بسيار مشكلتر كرده تا جايي كه گاهي خود فصوص راحتتر بوده است.ترجمه فصوص به فارسي بنا را بر حل مشكلات كتاب گذاشته است كه ارزشمند است. ويژگي دوم اين است كه اين شرح زيادهگو نيست و زيادهنويسي ندارد.
ويژگي سوم هم اين است كه اين ترجمه ستايشآميز يا نكوهشآميز نيست. نه ابنعربي را بزرگ كرده و نه بد او را گفته است و چهارمين ويژگي اين است كه در اين ترجمه شما را به منبع ديگري ارجاع نميدهند.ملكيان در ادامه سخنش كه به انتقاد از ابنعربي اختصاص داشت گفت: هيچ شخصيتي نيست كه ما از نقد آن ممنوع شده باشيم. در مورد ابنعربي وجوه ضعف را گفتن بر گفتن وجوه قدرت برتري دارد. زيرا درباره نقاط قوت آن بسيار گفتهاند. ملكيان سپس ادامه داد: باب تاويل نزد ابنعربي گشاده است. او هم احوال صوفيان قبل از خود، قرآن و احاديث را تاويل ميكند.
در تفكر ابنعربي كافي است به او بگوييد چه معنايي از قرآن ميخواهيد در بياوريد. در آثار او به وفور مشاهده ميشود كه از يك آيه در جاهاي مختلف چندين معنا را استخراج ميكند. انصافا او هيچ متودولوژي خاصي براي تاويل ندارد. در صورتي كه در قلمرو تاويل آنارشي حاكم نيست ولي در آثار او چنين چيزي حاكم است. دومين نقدي كه بر ابنعربي وارد است اين است كه از واقعيات زبانشناختي، واقعيات وجودشناختي را نتيجه ميگيرد. فلاسفه تحليلي به ما هشدارميدهند كه واقعيات زبان شناختي را دال بر واقعيات وجودشناختي نگيريم.
فكر نكنيم اگر در عالم زبان فكتي وجود داشته باشد ميشود از آن فكت (Fact) زبانشناختي ميتوان فكتي فلسفي و آنتولوژيك نتيجه گرفت. زبان با واقعيت مرز دارد.ابنعربي نه فقط اين كار را كرده بلكه كار اضافهاي هم كرده و آن اين است كه او فكر ميكند تنها زبان موجه جهان و تنها زباني كه به واقعيات نقب زده، زبان عربي است. او درفصوص الحكم و فتوحات بيش از صد مورد از اين دست موارد را در مورد زبان عربي ذكر كرده كه از factهاي زبان عربي واقعيات وجودشناختي نتيجه گرفته است.
ملكيان در ادامه بيان انتقادات وارد بر آثار ابنعربي گفت: سخناني در آثار ابنعربي وجود دارد كه متودولوژي تحقيق در باب حقانيت و صدق و كذب آن معلوم نيست.بعضي سخنان در ابنعربي است كه آدم نميداند اين يك سخن فلسفي است تا ما بدانيم با متودولوژي فلسفي آن را بررسي كنيم، يا نه يك سخن شهودي و يا تاريخي است.نقد ديگر اين است كه ابنعربي در تخيل يد طولايي دارد كه بسيار هم زيباست و البته به نظر خودش واقعيت دارد. اين باعث شده مجموعه آثار ابنعربي سناريويي زيبا باشد.اما اينكه اين سناريو زيبا و قابلدفاع باشد يك چيز است و مطابق با واقع بودنش يك چيز ديگر.
آثار ابنعربي جهاني بسيار زيبا جلوي چشم نمايان ميكند. مصطفي ملكيان در ادامه سخن گفت: اي كاش آنهايي كه واقعا صادقند و روحيه حقيقتطلبي دارند اين سخن ويتگنشتاين را در آخرين قضيه رساله منطقي فلسفي او بپذيرند كه: آن چيزي را كه در باب آن سخن نميتوان گفت، خاموشانه بايد از كنارش گذشت.نهاينكه سخني بگوييم كه مخاطب به سرگيجه فكري و كلافگي دچار شود و بگوييم كه اينها معانياند كه وقتي در قالب لفظ و زبان دربياورند، سرنوشتشان بهتر از اين نميشود.
سخنران پاياني شب ابنعربي دكتر محمدعلي موحد مترجم فصوصالحكم بود كه به اختصار و كوتاه سخن گفت چنانچه از او بيسابقه نيست.
او گفت من بعد از دو استاد بزرگوار چه ميتوانم بگويم كه از دسترس من خارج است. موحد با اشاره به مطالعه علمي دكتر پورجوادي درباره اصطلاحات عرفاني ابنعربي گفت: ابنعربي شخصيت فوقالعاده بزرگي است. حرفها و انتقاداتي كه بر او وارد ميشود از قدر اهميت او نميكاهد. بحثهايي كه استاد ملكيان فرمودند كه نظر علمي است تاكنون با اين نگاه به ابنعربي نگاه نشده است. مساله ابنعربي مساله مشكلي است زيرا نميشود كسي را راضي كرد. اشخاص بزرگ هميشه هم شيفته و شوريده و هم دشمن زياد دارند.
كساني كه ابنعربيزدگي دارند همه سخنان او را وحي منزل ميدانند تا جايي كه معتقدند پيامبر دو قرآن دارد؛ قرآني كه به او نازل شده و قرآني كه از او صادر شده كه همان فصوص است. چون ابنعربي آن را در خواب ديده است.موحد در پايان سخنانش گفت: اميدوارم در كار كوچكي كه ما كرديم قدم اول براي نقد علمي ميراث فكري ابنعربي باشد زيرا در طول 800 سال بسياري از انديشمندان و عرفا با او مشغول بودهاند.بايد ديد ما ظرف اين 800 سال چه چيزي در دست داريم و نتيجه آن چه بوده است. برگزاري جلسه پرسش و پاسخ بعد از پايان سخنان موحد پايانبخش شبي ديگر از شبهاي بخارا در خانه هنرمندان بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزنامه هم میهن شماره ۱۸ تاریخ ۱۲/۳/۸۶